Privacy

وقتی به روابط اجتماعی دقیقتر نگاه میکنم، احساس میکنم زندگی هرکدوم از ما شامل یه سری دوایر متحدالمرکز با شعاع های متفاوته٬ که خودمون در مرکزش قرار داریم. تعداد این دایره ها به تعداد کل انسانهای کره خاکی و با نگاه خلاصه تر٬ به تعداد تمام افرادی ست که باهاشون در ارتباط هستیم. بعبارت دیگه ما برای هر کدوم از اطرافیانمون یه دایره با شعاع مشخص تعریف میکنیم و بهشون اجازه نمیدیم از نظر ارتباطی پاشونو از محدوده تعیین شده جلوتر بذارن. هر کدوم از دور و وریامون تا اندازه ای حق دارن بهمون نزدیک و در اموراتمون وارد بشن و بیشتر از اون٬ نه.
یه فرد غریبه در موارد نادری مجاز به دخالت در زندگی ماست. استادمون حق داره فقط در محدودهء مسائل درسی در کار و بار ما نفوذ کنه. همسرمون هرچند خیلی بهمون نزدیکه و دایره ش شعاع کمی داره٬ ولی بالاخره اون هم برای خودش دارای حد و حدودی ست. و نهایتاً به مرزی میرسیم که هیچ کس اجازه نداره ازش رد بشه. در اون محدوده فقط خودمونیم و خودمون. یه محدودهء کاملاً شخصی. محدوده ای که در اون آزاد ِ آزادیم و تنها تصمیم گیرنده خودمونیم٬ بدون اینکه کسی اجازهء دخالت یا اظهار نظر داشته باشه. یه محدودهء امن ٬ به نام Privacy.
بعضی وقتا فکر میکنم شاید ما یه جورایی با اطرافیانمون در جنگ و جدالیم. اونا سعی دارن هرچه بیشتر شعاع دایره شون رو کمتر و دست و بال خودشون رو بازتر کنن و ما اجازه این کار رو بهشون نمیدیم.  برخی از اطرافیان دلشون میخواد تا جایی که میتونن بیشتر در زندگی ما دخالت٬ فضولی و اعمال نفوذ کنن و ما پسشون میزنیم. اونا میخوان به Privacy ما حمله کنن ولی ما مانع میشیم. چرا؟ چون میدونیم از دست رفتن Privacy و ورود زورکی دیگران به محدوده شخصی ما٬ احساسی ناخوشایند در درونمون ایجاد میکنه. احساسی مثل برهنگی٬ مثل بی عرضگی٬ ضعف٬ ناتوانی٬ درست مثل اینکه به عنف به حقوقمون تجاوز شده باشه. این تجاوز باعث از دست رفتن عزت نفس و اعتماد به نفسمون میشه و شخصی که Privacy ش به کرّات مورد تعدّی قرار گرفته تبدیل میشه به فردی که هرگز غرور و منیّت ِ مخالفت٬ مقاومت٬ خلاقیت و ابراز وجود رو نخواهد داشت. احتمالاً که نه٬ یقیناً یکی از فلسفه های شکنجه هم همینه.  
هرچند ما در اغلب موارد٬ از Privacy مون درست عین ناموسمون دفاع میکنیم٬ ولی عجیب اینجاست که گاهی این گوهر گرانبها رو به راحتی و به ثمن بخس از دستمون میگیرن. اصلاً گاهی خودمون متوجه نیستیم که چه آرام و بی سر و صدا داره به Privacy مون تجاوز میشه. جالبه که گاهی خودمون با دست خودمون دیگران رو دعوت به اشغال محدوده خصوصی زندگیمون میکنیم. نمیشه در این زمینه زیاد توضیح داد٬ و همین اشاره بس که در تفکر دینی٬ حتی اندیشه (بعنوان خصوصی ترین Privacy فردی) و حتی روابط جنسی بین زن و شوهر (بعنوان خصوصی ترین Privacy اجتماعی) باید بر اساس الگوها و تکالیف از پیش تعیین شده ای باشه که خود ما در طرح ریزی اونها هیچ نقشی نداشتیم. و این معنایی نمیتونه داشته باشه جز نفوذ بی نهایت در محدوده شخصی. جز ، صفر شدن Privacy.
برخی مسائل راجع به Privacy و اهمیت حفظ اون ناگفته موند. اینکه اصولاً تعیین محدودهء Privacy خودش یه مورد Private ه یا نه؟ (قطعاً هست). اینکه آیا چیزی جز وسعت Privacy ه که میزان آزادی انسانها رو تعیین میکنه؟ (قطعاً خیر. اصلاً تعریف آزادی همینه). و اینکه شاید از علل ماندگاری تفکر دینی، از ترفندهای حکومت های استبدادی جهت بقا و همچنین از اسباب عقب ماندگی کشورهای اسلامی همین تجاوز به Privacy افراد و متعاقباً از بین رفتن عزت نفس٬ اعتماد به نفس و منیّت انسانها باشه. هر کدوم از این مطالب واسه خودش دنیاییست، اما در فرصتی دیگر... انشاالله.

٢٦ مهر ۱۳۸٦
نظرات ()
Designed by: PENDAR HOME