جندگی

"جنده" در اصل به معنی سهل الوصول، پیش پا افتاده و در دسترس همگان است و در اصطلاح رایج به معنی زنی ست که بدن خود را به ازای دریافت پول، جهت استفاده جنسی در اختیار مردی قرار میدهد. در مقابل، صفت پاکدامن به زنی اطلاق میشود که بدنش را تنها در اختیار شوهرش میگذارد، ولی آیا تا به حال فکر کرده اید در ازای دریافت چه چیزی؟
هم در شرع و هم در عرف، مردان مسئول برآورده کردن هزینهء خانواده و زن و فرزند خود هستند، و در نگاهی دقیقتر مرد پس از ازدواج وظیفه تأمین مخارج همسر خود را متقبل میشود و در عوض همسرش نیازهای جنسی او را مرتفع میسازد. به عبارت ساده تر ازدواج یک معامله است بین زن و مرد که بر اساس آن مرد مخارج زندگی زن را بر عهده میگیرد و زن به ازای دریافت هزینه ها و مخارج زندگی خود، بدنش را جهت استفاده جنسی در اختیار شوهر قرار میدهد. آیا این همان تعریف جندگی نیست؟ پس آیا تمام زنانی که ازدواج کرده اند به نحوی جنده هستند؟
شاید در جواب این پارادوکس گفته شود که در جامعه امروز، زنان و مردان دوشادوش هم مخارج خانواده را تامین میکنند. ولی باید به این نکته توجه کرد که هرچند بیش از پیش، ولی هنوز هم درصد نسبتاً ناچیزی از زنان شاغلند و هرگز استثنا اصل قانون را زیر سئوال نمیبرد.
اگر بگویید جنده ها خود را در اختیار مردان متعدد قرار میدهند ولی زنان محسنه تنها با یک مرد ارتباط جنسی دارند، باید بدانید که بسیاری از جنده ها هم به اصطلاح "تک پر" ند!!
اگر در پاسخ، به صیغه عقد و این قبیل مسائل اشاره شود باید گفت عقلاً خواندن یک سری ورد آنهم به زبان عربی هرگز از قباحت یک عمل ناپسند نمیکاهد.
و در نهایت اگر جهت رد این مدعا سخن از عشق و عاطفه به میان آید، این هم یک استثنا ست و اغلب پسران و دختران قبل از ازدواج حتی آشنایی کافی با هم ندارند. جالب اینجاست که در دین مبین اسلام حتی نگاه کردن به فرد نامحرم گناهی بزرگ و نابخشودنی به حساب می آید چه رسد به عشق و عاشقی. آیا این خود به معنی ترویج و اشاعه مسلک جندگی نیست؟

 

مطلبی که ملاحظه فرمودید، دستنوشته ای ست به سبک اسپرسیونیسم که نیّت از نگارش آن نه بیان اعتقاد شخصی و نه طرح یک مدعا، بلکه به تصویر کشیدن اقتدار و توانایی اندیشه و گفتار است؛ و بیان این اصل که آمیختن دو مؤلفه مذکور چنان قدرتی ایجاد میکند که حتی میتواند فرایند مقدس و پسندیده ای چون ازدواج را در کنار پدیده منحوس و نکوهیده ای چون جندگی قرار دهد. هدفی که این مقاله دنبال میکند، به چالش طلبیدن اندیشه و پندار خوانندگان در راستای اثبات بدیهیات و رد مغلطه ها و سفسطه ها ست؛ که این امر گاه چندان که به نظر میرسد ساده نیست. اگر کسی ادعا کند که دو دو تا مساوی است با پنج تا، آیا حداقل جهت اثبات سیستماتیک بودن تفکر خود ادلّه کافی جهت رد ادعایش داریم؟

۱٦ فروردین ۱۳۸٥
نظرات ()
Designed by: PENDAR HOME