سفر

جاده ای رنگ سفر

پسرک در حذر است

چشمش از وحشت یک هجر غم انگیز، تر است

فصل پاییزی تلخی در پیش

پشت سر سوز شتا

چه کند؟ پای به مرداب که بس دغدغه انگیز تر است

سرگذشتش همه هیچ

سرنوشتش چه عجولانه به در میکوبد

پسرک درب زمان بر رخ آینده گشود

جاده ای دید دراز

جاده ای رنگ سفر

و کماکان پسرک در حذر است

چشمش از وحشت یک هجر غم انگیز، تر است.

/ 27 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هنگامه

پندار نیکم! شعرت آنقدر سرشار از احساس بود که منهم اشک به چشمانم آمد و از احساس تو سرشار شدم ... مهم اينه که خيلی خوب تونستی حست رو منتقل کنی و احساس رو به تصوير بکشی ... ذوق و استعداد و تواناييت رو دست کم نگير ...

هنگامه

پندار نیکم! سلام و سپاس. متاسفم ناامیدت میکنم و نمیگم گیر نده! گیر نده واسه کسانیه که جوابی ندارن و دلیلی واسه کاراشون ندارن. واسه کسانی که الکی خوشن و قاچاقی زنده. نه واسه کسانی مثل من که حتی درصورت نداشتن جواب با شهامت تمام به کم آوردنشون اعتراف میکنن و به اشتباهشون اقرار! عنوان این پست رو عمدی اضافه نکردم چون تصمیم دارم پس اضافه کردن هر مطلب جدید، عنوان مطلب قبلی که قدیمی شده رو به لیست عناوین اضافه کنم. اگه نظری در مورد این شیوه داری بگو. ممنون میشم.

heni

مرسی عزيز! شما لطف داری

طیبه

سال نو مبارک / خيلی زيبا بود / هجر غم انگيز...

تیرداد

سلام پندار عزيز .... سال نو ات مبارک ... شعرت را خواندم ... زيبا بود ... با احترام : تيرداد راد

samina

http://www.pezeshk.usسلام.اينم آدرسی که در مورد رزيدنتی و نمره های سال پيش نوشته!

heni

به روزم دوست عزیز ! خوشحال میشم اگر نظرتون را بدونم

مرتضی بخشایش

سلا م سال بر شما نيز نو و مبارک باد ...مانيفست در لب ريخته ها

مهتاب

سلام وبلاگت خيلی قشنگه برات آرزو موفقيت دارم منم تازه به جمع وبلاگ نويسان اضافه شدم خوشحال می شم به منم سر بزنی