بابایی دلم تنگ شده برات

وقتی تو زندگیت هیچی اونجوری که باید باشه نیست، وقتی تو چند راهیای بزرگ گیر کردی و تو تصمیم گیری گه گیجه گرفتی و مخت پکید، وقتی نصف دوستات میگن بکن نصفشون میگن نه و تو خوب میدونی معیار همه شون فقط صلاح و مصلحت خودشونه، وقتی همه کارات غلطه و هرگز به نتیجه یی که انتظارشو داری نمیرسی، وقتی میدونی باید به دختره بگی دوسش داری ولی تخمشو نداری، وقتی میدونی باید کونتو بذاری پشت میز درستو بخونی ولی عرضه شو نداری، وقتی تمام روزا و شبات بوی گند نا گرفت، وقتی تا گردن تو گه فرو رفتی و هرچی دست و پا میزنی بدتر توش فرو میری...
اونوقته که دلت هوای میترا رو میکنه. دلت هوای میترا رو میکنه که زندگی رو بلد بود. راه و رسمشو از بر بود. که بایدها و نبایدها رو میشناخت. که راه درست و غلط رو قشنگ از هم تمایز میداد. که صاف تو چشات نگاه میکرد و بهت میگفت این خوبه و اون بد٬ و انقدر تو گوشِت میخوند تا آخرش کار درست رو انجام بدی.
اونوقته که دلت یه خدا میخواد و یه قرآن. که همه چی رو با اطمینان کامل - حتی اگر غلط - برات توضیح میداد. که ادعا میکرد تمام زوایای وجود و زندگیت رو میشناسه و بهت میشناسونه. که اگه بهش گوش میدادی میرفتی بهشت و اگه سرپیچی میکردی مینداختنت توی جهنم. لااقل تکلیفتو روشن میکرد. اومدی غلطاشو بگیری تمام زندگیت شد غرق در غلط.
اونوقته که دلت باباتو بالای سرت میخواد. که صحیح و اشتباه رو بهت میگفت میزد تو سرت مجبورت میکرد راه درست رو بری. که وقتی سیگار میدید تو دستت دعوات میکرد تهدیدت میکرد نمیذاشت سیگاری بشی. که وقتی گاز میدادی داد میکشید سرت نمیذاشت بچه مردمو بکشی.
دلم تنگه برای میترام. برای خدام. برای بچگیام، برای بابام. بابایی یه روز برمیگردم پیشت. دلم خیلی تنگ شده برات.

/ 34 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
D W

ممنون که سر می زنی [گل] [لبخند]

سارا

سلام هنوز که اپ نکردین مرسی سر زدین . ولی من دوست ندارم رابطه ام با مریض این طوری باشه که تو گفتی .... دوست داریم تا می تونیم کمکشون کنیم نه ما شبیه ماشینیم نه اونا ...ما نقش مکانیکم بازی نمی کنیم البته خدا کنه تا اخرش این طوری بمونم[نیشخند][چشمک] راستی در مورد بخش زنان اصلا دلم به حالشون نمی سوزه چون خودشون راهشون رو انتخاب کردن .فقط از این همه حماقت چندشم می شه ...خجالت می کشم بگم اینا هم جنسای من هستن همین...[ناراحت]

سارا

راستی اخرش من مکانیسم این وبلاگ شمارو درک نکردم!

پندار ( یواشکی پیش خودش)

[سوال] من نمیدونم چرا بعضی رفقا از اینکه به وبلاگشون سر زدم تشکر کردن. خوب اصلا وبلاگ رو ساخته ن واسه همین دیگه. که یه نفر بیکار یه چیزی بنویسه و بقیه بیکارا بیان بخونن همه سرگرم شن. این که دیگه تشکر و قدردانی نداره.

الهام تو

سلام گلم خوبی؟ ممنونم که بهم سر زدی نوشته هات فوق العاده است بازم بهم سر بزنم منتظرتم عزیزم[ماچ]

میترالبافی

دیدارها تازه خواهد شد . شک نکن . دل تنگ همیشه با پاسخی خوب همراه است .[گل]

میترالبافی

دیدارها تازه خواهد شد . شک نکن . دل تنگ همیشه با پاسخی خوب همراه است .[گل]

بهار

«من نمیدونم چرا بعضی رفقا از اینکه به وبلاگشون سر زدم تشکر کردن. خوب اصلا وبلاگ رو ساخته ن واسه همین دیگه. که یه نفر بیکار یه چیزی بنویسه و بقیه بیکارا بیان بخونن همه سرگرم شن. این که دیگه تشکر و قدردانی نداره. »[نیشخند] خيلي با حال بود! baharaneha

بهار

از خوندن این پست دلم گرفت! نمی دونم چی بگم! اینطور وقتها همیشه حرف کم میارم. برای اینکه بفهمم میترا کیه اولین پستت رو خوندم و خیلی برام جالب بود. همیشه فکر می کردم فقط خودم چنین میترایی داشته ام و دیگران نه! البته از من میترا نبود. در واقعا اصلاَ یه آدم زمینی نبود...... بگذریم! baharaneha

FOAD

وبلاگ قشنگی داری معلوم خیلی دوسش داری و براش وقت گذاشتی... موفق و پیروز باشی دیوانگی‌ات را جشن بگیر! زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید... پر از حرفم ولی حرف هایم را سکوت میکنم...!